سلام
اول از همه، یک گل نارنجی میدم به همه اونایی که امروز یعنی روز تولد سه سالگی وبلاگم اومدند اینجا
!بالاخره وبلاگ عرفان گلی سه سالش شد!اول از همه خودم بهش تبریک می گم، تولدت مبارک، کوچولو موچولو!هر چند منم خیلی از تو بزرگ تر نیستم، کوچولو هستم، ولی موچولو نیستم!![]()
و اما بگم از درس و مشقم، راستش من این روزا خیلی سرگرم درسم بودم، آخه تحصیلاتم یه کم بالا رفته،
یاد گرفتم شصت تا کلمه رو بخونم که تقریبا میشه دیپلم بچگونه، در بَن بِن بُن 1هم تخصص گرفتم معادل لیسانس، بَن بِن بُن 2رو هم تازه یاد گرفتم که میشه فوق لیسانس!! بن بن بن 3مونده که قراره چند روز دیگه یاد بگیرم که دیگه درسم تموم بشه و مدرک دکترامو بگیرم.
مثلا الان کتاب داستانامو که ورق می زنم می تونم بعضی کلماتشو بخونم، یا وقتی میریم بیرون، تابلوی مغازه ها رو، چیزایی که روی کامیون یا اتوبوس نوشته و این جور چیزا رو می تونم بخونم.فقط نمی دونم چرا بعضی کلمه ها رو با هم اشتباه می گیرم، مثلا یه روز تو ماشین بودیم و یه کامیون جلومون بود، دیدم روی کامیون نوشته "دماغ"، خوشحال شدم و زود به بابایی گفتم، بابا ببین، اونجا نوشته:دماغ!بابایی هم خندید و گفت:نه، پسرم، نوشته دوغ!
یه بارم، دهن رو با دامن، اشتباه گرفتم!
حالا دکترامو بگیرم، دیگه از این اشتباه ها نمی کنم.تازه باید از معلمامم(عارفه و عاطفه)تشکر کنم مخصوصا معلم کوچیکه که جیغ و غرهای منو تحمل میکرد و صبورانه به من علم می آموخت. ![]()

