تبليغاتX
دنیای عرفان کوچولو

                          چه قدر سرده... D:

این نقاشی ها رو با رنگ انگشتیام کشیدیم، خب معلومه خودم تنهایی نکشیدم، آخه من فقط می تونم مار و سوسک شاخدار بکشم، یا اینکه آسمون و چمن و خورشید، مثل اینجا، بعضی وقتا هم کف دستمو رنگ می کنم و میزم به در یخچال و دیوار تا اندازه ی دستم معلوم بشه، بعدش مامانی یاد اون روزایی میفته که دستای من خیلی کوچولو بود و میگه: چه قدر بزرگ شده پسرم!  خلاصه این دفعه دیگه از نقاشیای خودم خسته شدم و دوست داشتم یه نقاشی جدید بکشم، واسه همین از خواهرام کمک گرفتم و با هم کشیدیم!

                  

اینم همون آب و بابایی که خودم می نویسم،اینا رو دیگه واقعا خودم نوشتم! بعضی وقتا اینقدر دراز میشه که میرسه به دیوار، بعضی وقتا هم نقطه هایشون یادم میره، ولي این دفعه خوب شد!

 

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ پنجشنبه 9 آبان1387ÓÇÚÊ ÊæÓØ عرفان |