امروز تولدمه...!![]()
تولد دوسالگیم...!
دو سال قبل مثل امروز روزی بود که من به دنیا اومدم و یه داداش خوب واسه خوهرام
و یه پسر گل واسه مامان و بابا شدم...!![]()
تولدم مـبــارکـــ...!
من اومدم...من از خونه خدا برگشتم، همون جا که آدما زیادن...تازه من به خونه خدا دست زدم ،بوسشم کردم ولی تو بغل بابایی ...
اونجا خیلی دعا کردم...یعنی از بقیه یاد گرفتم...دستمو بالا میگرفتم و میگفتم: خدایا بچه ها خوب باشن. آمین!

این جا هم همون جاست که همه لباس سفید می پوشن بعد میرن مکه، منم این لباسو پوشیدم! بعد همه لپمو می کشیدن![]()

این جا هم من دو تا دوست پیدا کردم...ما کنار هم وایسادیم تا عاطفه ازمون عکس بگیره!


